قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
924
تاريخ الفي ( فارسى )
خروج خواهند كرد . مصلحت آن است كه همين لحظه مختار را طلبيده در زندان افكنى تا آن زمان كه امارت تو محكم گردد . عبد اللّه سخن اياس را به سمع قبول تلقّى نموده در ساعت زائدة بن قدامه و حسين بن عبد اللّه همدانى « 1 » را به طلب مختار فرستاد و ايشان به منزل مختار رفته گفتند : امير تو را جهت مشورتى مىطلبد . مختار گفت : بالسّمع و الطاعه . پس جامه پوشيد تا روان شود . زائدة بن قدامه چون از محبّان اهل بيت بود و صريحا مختار را نمىتوانست خبر كرد و راضى به حبس او نبود ، اين آيه را تلاوت نمود كه وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ « 2 » يعنى : هنگامى كه مكر و حيله مىانديشيدند در حقّ تو يا رسول اللّه كافران ، كه تو را بند كنند يا بكشند يا از زمين تهامه بيرون كنند . چون مختار اين آيه را شنيد دانست كه صلاح در آن است كه پيش عبد اللّه مطيع نرود ، پس فى الحال يكى از غلامان خود را گفت : اى غلام جامهء خواب را بينداز كه مرا سرما مىشود . آنگاه بر فراش خوابيد و لحاف برخود پيچيد و زائدة بن قدامه و حسين بن عبد اللّه همدانى بازگشته نزد عبد اللّه مطيع آمدند و گفتند : مختار بيمار است . و نيز آوردهاند « 3 » كه چون زائدة بن قدامه آيهء مذكور را برخواند مختار خود را به بيمارى انداخت و ايشان را گفت : شما مراجعت نماييد و عذر مرا با امير بگوييد . زائده گفت : اى مختار من در باب تو تقصير نخواهم كرد امّا اگر حسين با من موافقت نمايد امير باور خواهد كرد و الّا نى . پس مختار گفت : اى حسين سبب نيامدن من چنان كه دانى به عرض امير رسان و خاطر او را از جانب من ايمن و مطمئن گردان و يقين بدان كه اين معنى تو را روزى نفع خواهد رسانيد . پس ايشان هر دو از خانهء مختار بيرون آمدند و حسين با زائده گفت : موجب تمارض مختار را من اينك مىدانم ، ليكن با امير صورت حال نخواهم گفت زيرا كه اميدوارم كه اخفاء اين امر روزى مرا نفع دهد . القصّه ، عبد اللّه مطيع سخن اين هر دو را در باب بيمارى مختار تصديق نمود و از جانب او مطمئن خاطر شد . امّا مختار چون دانست كه عبد اللّه مطيع اتّفاق شيعيان را دانسته و درصدد گرفتن اوست اهل بيت خود را جمع كرده گفت : وقت آن است كه ظهور كنيم و خون آل محمّد از دشمنان ايشان باز خواهيم . بايد كه ساخته و آماده شويد . همه گفتند : ما در مقام اطاعت و انقياديم و به تهيّهء اسباب جنگ مشغول . و به روايتى سعيد الجعفى گفت : ما را چندان روز مهلت [ 129 الف ] بايد داد تا مردم پراكندهء خود را جمع سازيم و سلاحهاى خود را مرتّب سازيم .
--> ( 1 ) . نويرى اين شخص را حسين بن على برسمى معرفى كرده است ؛ - پيشين . ( 2 ) . انفال ، 30 . ( 3 ) . روضة الصفا ، ج 3 ، ص 319 .